اگر جای ساعت دیواری اتاقت بودمگولت میزدمجای عقربه های کوچک و بزرگ و حتی ثانیه شمار را هم عوض میکردمکه هیچگاه بیست و چهار ساعت تمام نشودو تو با اخمی شیرین دائم سرت را بلند می کردی و ساعت را می دیدی دیگر حواست به سیاهی و روشنی بیرون اتاقت نخواهد بود..حتی قرصهای خوابت را یادت می رود و من ساعتها دورت گردیده بودم..حواست نیست
برچسب:
نویسنده: النا باقریان
تاريخ: پنجشنبه
19 بهمن
1396 ساعت: 2:00